على اصغر شميم
395
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
تبعيد بوده و سرانجام در دربار ناصر الدين شاه با عنوان ملك الشعرايى مقرب و معزز گرديده و با خاطر آسوده به تكميل هنر نقاشى خويش پرداخته و اين هنر و فنون مجسمهسازى و منبتكارى و خطنويسى را تا حدود استعداد ذاتى خود به كمال رسانيده است . بعضى از تابلوهاى نقاشى محمود خان در موزهى سلطنتى و كاخ گلستان موجود است و اين شاعر هنرمند تا حدى نيز پيرو اهل طريقت و سرسپرده ، مرد وارستهاى به نام سيد على ميرزا از اهالى لرستان مقيم بروجرد بوده و محمود خان هنگام اقامت خود در لرستان با او آشنا شده و در سلك مريدان او درآمده است . محمود خان تخلص شعرى نداشته و فقط در پايان بعضى از قصايد خود كلمهى محمود را به جاى تخلص شعرى آورده و در بقيهى اشعار از ذكر اين نام نيز خوددارى كرده است . وفات او در تهران به سال 1311 قمرى اتفاق افتاد . اينك چند بيت از چكامهى محمود در وصف بهار نقل مىشود : از كوه برشدند خروشان سحابها * غلطان شدند از بر البرز آبها باد بهارى آمد و بر بوستان گذشت * بگرفت زلف سنبل از آن باد تابها دوشينه بادهاى ترا ز سوى بوستان * بر روى زدند سحرگه گلابها نثرنويسان سبك پيچيده و سنگين و پر از ابهام نثرنويسى دورههاى مغول و تيمورى كه تا عصر صفويه نيز رواج داشته است و بعضى از نويسندگان دورهى افشاريه و زنديه نيز از آن پيروى كردهاند در دورهى قاجاريه به تدريج به سادهنويسى مبدل گرديده است و نويسندگانى چون ميرزا ابو القاسم قائممقام و لسان الملك سپهر و رضا قلى خان هدايت و مورخين ديگر اين عصر ، به رواج سبك جديد كمك كردهاند . در فصول پيش قسمتهايى از كتب مورخين دورهى قاجاريه ، مانند ناسخ التواريخ و روضة الصفاى ناصرى و منتظم ناصرى و امثال آنها نقل كردهايم و خوانندگان گرامى با سبك نگارش كتب مزبور آشنا شدهاند . در ميان كتب مزبور سبك لسان الملك سپهر از سبك نويسندگان ديگر شيواتر و علمىتر و در عينحال ساده و قابل فهم طبقهى باسواد و نمودار تسلط و احاطهى كامل نويسنده بر زبان فارسى است . قائممقام - ميرزا ابو القاسم قائممقام ، از سادات حسينى از مردم هزاوه فراهان ، فرزند ميرزا عيسى فراهانى معروف به ميرزا بزرگ بود و به سال 1193 قمرى به دنيا آمد و در دستگاه عباس ميرزا وليعهد فتحعلى شاه ، زير سرپرستى پدر خود كه پيشكار و وزير وليعهد